خرید بک لینک

نه میشه بخوری

نه میشه بخوابی

نه میشه بخونی

نه تا میخونی میفهمی

نه تا میفهمی به دردت میخوره


الان وضع منه دقیییییییقا

برچسب: نویسنده: الینا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 28 خرداد 1396 ساعت: 17:40

تجربه ش کردم و چقدرررررر حس بدی بود دقیقا همونجوری بود ک اونروز درموردش فک کردم کتابخونه ی جدیدو دوس ندارم توش نمیتونم تمرکز کنم روز دومی بود ک میومدم تو کتابخونه ی نوساز و بعد دوروز تازه نگاهم به نوشته ی روی در افتاد که گفته بود مجهز به دوربین مدار بسته ینی انگار یه سطل آب سرد ریخته بودن رو

برچسب: نویسنده: الینا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 28 خرداد 1396 ساعت: 17:40

کلا فرد عطربازی نیستم

تو کل عمرم شاید یکی دوتا ادکلن بیشتر نداشتم

یه عطری بود که هروقت از کنار کسی رد میشدم و این بو به مشامم میرسید واقعا مست میشدم

هیچوقت روم نشد از کسی بپرسم که ببخشید اسم عطرتون چیه...

امروز خیلی خیلی اتفاقی فهمیدم اسمشو

Sacrifice

در اولین فرصت میرم برا خودم میخرمش :))

برچسب: نویسنده: الینا کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 23:56

ساعت ۱:۳۰ کلاس داشتم امروز اول صبح فقط نشسته بودم پای شبکه خبر میترسیدم اماری که دیده باشم غلط از اب دربیاد تا اینکه مطمئن شدم روحانی یه جورایی برنده اس بعدش دوسه تا تکه جوجه که از دیشب مونده بود رو خوردم و رفتم تو اتاقم تا ساعت دوازده و نیم داشتم امتحان فردامو میخوندم و بعدش تندتند اماده شدم هرچی

برچسب: نویسنده: الینا کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 23:56

اخرین کتابی که از کتابخونه دستم بود امروز رفتم پس بدم

و مسئول گف فلان کتاب پیشته هنوز :|

درحالی که من مطمئن بودم اون کتابو پس دادم

کدشو برام نوشت رفتم توی قفسه های مربوطه گشتم

ولی اونجاهم نبود :|

به حافظه ام شک کردم گفتم شاید واقعا خونه باشه

الان اومدم خونه و اینجام نیس :|

پیدا نشه ۵۰ ۶۰ تومن الکی الکی باید بدم کتابخونه :||||

اخه من قشنگ یادمه قبل عید کتابه رو گرفتم

بعد عیدم رفتم پس دادم و رفتم خود کتاب ویرایش جدیدشو خریدم :|

نمیدونم کجا گم شده حالا :((((((

برچسب: نویسنده: الینا کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 23:56

صفحه بندی